۱۱- جايگاه زن در ملل باستان

به طور كلى در جامعه‏هاى قبيله‏اى ملل باستان كه روش اجتماعى‏شان قانونى و دينى نبود و فقط آداب و رسوم قومى بر آنها حكومت مى‏كرد، زن ارزشى نداشت و مانند يك حيوان اهلى با او رفتار مى‏شد.
حيوانات اهلى را براى اين تربيت و نگهدارى مى‏كردند تا از گوشت، پوست و پشم آنها استفاده نمايند. از اين رو نسبت به مسكن و خوراكشان توجه كافى مبذول مى‏داشتند و براى ادامه و بقاى حياتشان متحمل زحماتى مى‏شدند. اين تحمل زحمات از راه دلسوزى نبود، بلكه فقط براى تامين منافع خويش، تن به اين كار مى‏دادند و از آنها دفاع مى‏كردند تا كسى نسبت به آنها تعدى نكند و اگر كسى دست تجاوز به سوى آنها دراز مى‏كرد، با عكس‏العمل و انتقام صاحبانشان روبرو مى‏شد. اينها همه به خاطر اين بود كه مالكيت خويش را بر آنها حفظ كنند، نه آنكه حقوقى برايشان قايل باشند.
چنين رفتارى را نيز نسبت به زن معمول مى‏داشتند. زن را در جامعه نگهدارى نموده، از وى دفاع مى‏كردند تا بتوانند از او استفاده ببرند و اگر كسى به زنى تجاوز مى‏كرد، به دفاع برمى‏خاستند، نه به خاطر اين كه وى عضوى از اعضاى جامعه به شمار مى‏رفت و داراى حقوق و احترام بود، بلكه براى اين كه زن زنده بماند تا بازيچه شهوت مردان شود و براى خانواده، غذا تهيه كند به شكار بپردازد و باركشى كند، خدمتكار خانه باشد و در مواقع قحطى و مهمانى از گوشتش تغذيه نمايند.
زن نه تنها در خانه همسر چنين وضعى داشت، بلكه در خانه پدر نيز دچار همين وضع بود، در گزينش شوهر از خود هيچ اراده‏اى نداشت و اين پدر بود كه تصميم مى‏گرفت كه با چه كسى ازدواج كند. در واقع، نوعى معامله ميان پدر دختر و همسر آينده صورت مى‏گرفت. زن، چه در خانه پدر و چه در خانه شوهر، تابع صاحبخانه بود و صاحبخانه مى‏توانست او را بفروشد و يا به كسى ببخشد و يا به عنوان خوشگذرانى، توليد بچه و خدمتگزارى به كسى عاريه يا قرض و يا اجاره بدهد و اگر مرتكب گناهى شود، حق داشته باشد او را مجازات كند- اگر چه كشتن باشد- بدون آنكه مسئوليتى داشته باشد. (1)

1 ـ اسلام و اجتماع، ص 64.

/ 0 نظر / 15 بازدید