۶۴ - علی(ع) مظلومترین مظلوم تاریخ اسلام

علی (ع) همان شخصیت والایی است که فرق نازنینش شکافته و محاسن شریفش، در محراب عبادت، به جهت شدت عدلش، به خون مقدسش رنگین شد.

کدام بعد از ابعاد وجودی علی (ع) را می توان بررسی کرد؟ شجاعت، عدالت، سخاوت، ایثار و گذشت، علم، آگاهی و معرفت، زهد و تقوا و. . . کدام یک؟

اصولاً شخصیت علی (ع) شخصیتی است چندبعدی و جامع صفات اضداد، علی فرمانروایی پرقدرت و صلابت و در عین حال بردبار در میدان جنگ دلاوری کم نظیر، در محراب عبادت عابدی گریان، اما در میدان نبرد خندان، با دشمنان خشن و قاطع، در برابر یتیمان و بیوه زنان مهربان و رقیق القلب، سخاوتمندی بی مانند، در عین حال ژنده پوشی کارگر و کشاورز، حکیمی دانا و قاضی ای دادگستر و بی گذشت و دقیق النظر بود.

علی (ع) همان شخصیت والایی است که فرق نازنینش شکافته و محاسن شریفش، در محراب عبادت، به جهت شدت عدلش، به خون مقدسش رنگین شد.

به راستی شناخت گوشه ای از این دریای ناپیدای کرانه فضیلت و تقوا و دانش و... برای کسی امکان ندارد، مگر خدایی که خالق اوست و حضرت خاتم النبیین (ع) که معلم و مربی اوست و اولاد طاهرینش که پرورش یافتگان مکتب او هستند، مقام و رتبت او را چنان که هست، دریابند والا دیگران راهی به شناخت شخصیت والایش ندارند.

باری، علی (ع) دریایی است از خصایص عالی بشری و جامع صفات ممتاز یک انسان برتر، یک انسان کامل. تا آنجا علی (ع) در این صفات پیش رفته است که حتی دشمنانش زبان به اعتراف گشوده اند.

فصاحت و بلاغت علی (ع) در خطبه های نهج البلاغه جلوه گر است. آنان که پای منبر خطابه علی (ع) می نشستند، از شنیدن بیانات آتشین و جذابش بر خود می لرزیدند و می گریستند. همام (از اصحاب علی (ع)) از شنیدن اوصاف پرهیزگاران که با بیانات روشن و جامع و پرشور خود ایراد فرمود، همچون چوبی خشک بر زمین افتاد و جان به جان آفرین تسلیم کرد.

سید رضی که خود مردی ادیب، شاعر و سخن شناس بوده است، در ستایش سخنان علی (ع) چنین می گوید: «امیرالمؤمنین (ع) آبشخور فصاحت و ریشه و زادگاه بلاغت است. اسرار مستور بلاغت از وجود او ظاهر گشت و قوانین آن از او اقتباس شد. هر گوینده سخنور از او دنباله روی کرد و هر واعظ سخندانی از سخن او مدد گرفت. در عین حال به او نرسیدند و از او عقب ماندند. بدان جهت که بر کلام او نشانه ای از دانش خدایی و بویی از سخن نبوی موجود است.

«طه حسین» ادیب و نویسنده مصری در کتاب «علی و بنوه» داستان مردی را نقل می کند که در جریان جنگ جمل دچار تردید می شود، با خود می گوید: «چطور ممکن است شخصیتهایی از طراز طلحه و زبیر بر خطا باشند؟!» درد دل خود را با خود علی (ع) در میان می گذارد و از خود علی (ع) می پرسد که مگر ممکن است چنین شخصیتهایی عظیم بی سابقه ای بر خطا روند؟

علی (ع) به او می فرماید: تو سخت در اشتباهی، تو کاری واژگونه کرده ای، تو به جای این که حق و باطل را مقیاس عظمت و حقارت شخصیت ها قرار دهی، عظمت ها و حقارت ها را که قبلاً با پندار خود فرض کرده ای، مقیاس حق و باطل قرار داده ای، تو می خواهی حق را با مقیاس افراد بشناسی؟ برعکس رفتار کن!

اول خود حق را بشناس، آن وقت اهل حق را خواهی شناخت، آنگاه دیگر اهمیت نمی دهی که چه کسی طرفدار حق است و چه کسی طرفدار باطل و از خطا بودن آن شخصیت ها در شگفت و تردید نخواهی بود.

«طه حسین» پس از نقل جمله های علی (ع) می گوید: «من پس از وحی و سخن خدا، جوابی پرجلال تر و شیواتر از این جواب ندیده و نمی شناسم.»

علی (ع) بنا به قولی چهارصد و هشتاد و اندی خطبه ایراد فرموده است که مقداری از آنها را سید رضی برگزیده و در کتاب شریف «نهج البلاغه» جمع آوری کرده است. علی (ع) این خطبه ها را در حالات و مواضع مختلف و به مناسبتهای گونه گون، بالبداهه ایراد فرموده است. نامه ها و کلمات حکمت آمیز آن حضرت خود بخشی جداگانه است که در عین کوتاهی وسعت و عظمت حیرت انگیز دارد.

علی (ع) در همین مقدار خطبه هایی که در دست داریم، باریک ترین نکته های توحیدی، اجتماعی، سیاسی، زهد و تقوا و شناخت حق و باطل، مؤمن و منافق، حکمت عملی، شیوه عمل و رفتار با مردمان و زیردستان، مشاوران و معاشران، اقران و همسران، فنون جهاد و جنگ و غلبه بر خصم و. . . را بیان کرده است. در توصیف اسرار خلقت، آفرینش مورچه و طاووس و برخی از جانوران، درباره نبات و جماد و صحرا و سنگستانهای حجاز و مکه معظمه و دیگر مسائل، کلام را به اوج رسانده و چراغی هدایتگر پیش پای خلق نهاده است.

به راستی کلامش فوق کلام مخلوق و تحت کلام خالق و رسول خداست، همه فصحا و بلغا در برابر عظمت کلامش و ابعاد گسترده اش اظهار عجز کرده اند.

مقام برادری و اخوتش با رسول الله(ص) مرتبه وصایتش و ولایتش، درجه تقوا و ایثارش، آیات الهی که در حق علی (ع) به اتفاق بیشتر مفسرین، نازل شده است، شجاعت و جهادش در جنگهای بدر و حنین و احزاب ـ که ضربت شمشیرش برتر از عبادت انس و جن شمرده شد ـ و جنگ خیبر ـ که بسیاری گردن کشیدند تا رسول خدا (ص) پرچم را به آنان دهد، ولی این فضیلت نیز خاص علی (ع) شد. . . ـ حقایقی است که کسی را یارای انکار آنها نیست.

ایستادگی اش در برابر ناکثین و قاسطین و مارقین و آنان که می خواستند دین اسلام را از مسیر اصلی اش منحرف سازند و به وادی انحراف و امتیازات طبقاتی و سنن ملغی شده جاهلی بکشانند ـ تا سرحد جان ـ حقیقتی است روشن.

حلم و صبر و سکوتش، در مدت بیست و اند سال به خاطر مصالح کلی اسلام و مسلمین، درحالی که «خار در چشم و استخوان در گلو» بوده، مطلبی است دردناک و شگفت انگیز که تاریخ هرگز آن را فراموش نخواهد کرد.

علی (ع) در آن گردبادهای اغراض و جهالت و توفانهای کینه توزی و مطامع دنیوی، ناشناخته بود و سخنان، آتشین و زلال و مواعظ از دل برخاسته اش در دلهای قسوت گرفته و سنگین، کمتر اثری می کرد تا جایی که علی (ع) سر در بیابان ها می نهاد و درد دل خود را تنها با خواص اصحابش در میان می گذاشت یا در سکوت عمیق چاه ها فرو می گفت.

علی (ع) که چشمه های حکمت و دانش از ستیغ کوهساران شخصیت والایش ریزان بود و می توانست سعادت دو جهان را برای همگان به ارمغان آورد.

علی (ع) که به راه های آسمان از راه های زمین آشناتر بود.

علی (ع) که از شمیم روح پرور وحی محمدی (ع) بهره یاب شده بود و از کودکی در آغوش پرمهر نبوت پرورش یافته بود، علی (ع) که عادل ترین داوران و شجاع ترین دلاوران و امیر مؤمنان و پناهگاه ستم رسیدگان و دردمندان بود، همچنان ناشناخته ماند و جز تنی چند از یاران وفادارش، دیگران به ارزش وجودی اش پی نبردند و یا نخواستند پی برند.

درد و دریغا که بدخواهان دنیاپرست و کینه توزان جاه طلب به این کوردلی اکتفا نکردند، حتی برای رونق کاخ و رواق خضرای خود و شکوه سلطنت چند روزه دنیای خود، دشمنی نسبت به او و بدگویی از او را ترویج و تجویز کردند و در این راه از بیت المال مسلمانان حاتم بخشی ها نمودند!

به راستی که علی (ع) مظلومترین انسان تاریخ اسلام است.

/ 0 نظر / 44 بازدید